أبو علي سينا

5

منطق ( فارسى )

باز نمودن غرض اندر « 1 » علم منطق و فايده اندر وى « 2 » دانستن « 3 » دو گونه است . يكى - اندر « 4 » رسيدن كه بتازى « 5 » تصور خوانند ، چنان كه - اگر « 6 » كسى گويد : مردم ، يا پرى ، يا فرشته ، و هر چه بدين ماند « 7 » تو فهم كنى ؛ و تصور كنى - و اندريابى . و « 8 » دوّم - گرويدن چنان كه : بگروى « 9 » - كه پرى هست ، و مردم زير فرمانست ، و هر چه بدين ماند ؛ و اين را « 10 » بتازى تصديق گويند « 11 » . و اين هر دو دو گونه‌اند « 12 » :

--> ( 1 ) - عرض الخ - ق ، - غرض در - كب - د ، - غرض از - ل - ن . ( 2 ) - بى : و فايده اندر وى - آ . ( 3 ) - دانش - ه - ط - آ ، - دانستن بر - كب . ( 4 ) - در - ن . ( 5 ) - بتازى آن را - د ، - و بتازى آن را - ن . ( 6 ) - بى : اگر - ن . ( 7 ) - آنچه به اين ماند پس - ن . ( 8 ) - بى : و - كب ، - اندر يا بى كه بدين چه مىخواهد و - خ ه - د ، - دريابى كه بدين لفظها چه ميخواهد - ن . ( 9 ) - بگوئى - د . ( 10 ) - ماند او را - د - كب ، - الفاظ ماند و اين را - ن . ( 11 ) - خوانند - در جميع نسخ جز « ق » و « ل » . ( 12 ) - و اين دو گونه است - د ، - و هر يك از دريافتن و گرويدن را كه دو گونه است - ن .